دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

138

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

بود ، با يكديگر فرق مىكرد . عالىترين نمونه از اين نوع پيوند را مىتوان در سلطنت الغ بيك در سمرقند پيدا كرد . او در ايام سلطنت پدرش شاهرخ كه به دقت براساس احكام شريعت اسلامى حكومت مىكرد ، توانست براى اداره دولت از دلبستگىاش به ياسا و سنن چنگيز خان بهره بگيرد . اگر چنين وضعيتى در منطقه‌اى كه وفادار به حكومت مركزى بود ممكن و مقدور باشد ، پس در دولتهاى بعدى تيمور كه رهبرى آنها مستقل از يكديگر بودند ، چنين اختلافاتى جاى خود داشت . دليل اصلى عدم موفقيت بارز تيموريان در آذربايجان و ايران ظهور تركمانان - نخست قراقويونلوها و سپس آق قويونلوها - در صحنه سياسى بود . اين نكته گفتنى است كه انگيزه اصلى تلاش اين‌دو اتحاديه قبيله‌اى براى كسب استقلال ، در وهله نخست تباهيها و ويرانيهايى بود كه خود تيمور به بارآورده بود « 1 » ( مثلا در آذربايجان و شرق آناتولى ) ؛ از جزئياتى كه كلاويخو سفير اسپانيا اندكى پس از مرگ تيمور راجع به شهرها ارائه داده ، وضعيت خرابى در ايران شديد بوده و امكان اينكه اين خرابيها از ميان برخيزد و يا بازسازى شود ، نبوده است . از نمونه‌هاى كم اهميت‌تر ديگر كه در عدم موفقيت تيموريان نقش داشتند ، ايلات چادرنشين غرب تركستان و تا حدودى هم خراسان بودند . باوجود اين ، در ايام تيمور هنوز ايلات چادرنشينى وجود داشتند كه از نظر نژادى اصلا مغول بودند و از حيث فرهنگى ، بخصوص از نظر زبانى و تكلّم جزو تركان محسوب مىشدند ؛ گو اينكه در ارزيابى تركيب‌بندى نژادى آنان بايد كاملا محتاط بود . اين عناصر ايلاتى پس از مرگ چغتاى ( متوفى 639 / 1242 ) دومين فرزند چنگيز خان در ماوراءالنهر ، چغتاى ناميده شدند . يعنى حتى مدتها بعد از آن‌كه خانى از اين سلسله در غرب تركستان باقى بماند . طبق نوشته ابن عربشاه مهمترين ايلات عبارت بودند از : ارلات در بخش شمالى افغانستان امروزى ؛ جلاير در منطقه خجند و برلاس در قشقه دريا . رؤساى اين ايلات در مناطق زيستى خود از حقوق سلطه‌گرى وسيعى برخوردار بودند . موقعيت و مقام شاهزادگان تيمورى - چه وابسته و چه مستقل - كه به عنوان حاكمان ايالات منصوب مىشدند ، هنوز بلند و نيرومند بود . ما بارها به مفهوم قدرت قانونى آنان اشاره كرديم ، يعنى امپراتورى فقط از آن حاكم نيست ، بلكه به تمام اعضاى خانواده حاكمه تعلق دارد ؛ و سپس توجه خود را به نتايج مقدّرى معطوف كرديم كه از اين فرضيه برخاسته بود . اين مفهوم در اثر فقدان سند و نيز نبود شاهد متقنى براى جانشينى ، موجب كشمكشهاى بىپايانى براى جانشينى به حق و فروريختگى و قطعه‌قطعه شدن مناطق امپراتورى گرديد . در ضمن قدرت نظامى هم خرد شد و

--> ( 1 ) - اين گفته به هرحال استنتاج كاهن در Der Islam ، جلد 1 ، ص 331 است .